تخیل !
آیا تا بحال با دقت زیباییهای شهر را مشاهده کرده اید؟ بلوارها ، خیابانها ، مغازه ها و مناظر طبیعی اطراف شهر که از وسط شهر هم به خوبی دیده می شوند. کوهها ، آسمان ، و زیبایی میوه های درخت نارنج ، براستی لذت دیدن این زیباییها برای شادی و نشاط زندگی لازم است.
داشتم علل کاهش میل به زندگی رو بررسی می کردم که احساس کردم دارم خفه می شم ! دقت کردم ، کاشف به عمل اومد که هر دو یک عامل دارند ! آخه هر دو عاملشون اتوموبیل بود !
از طرفی پیشرفت و صنعتی شدن و از طرفی ترافیک و آلودگی هوا .
خب اگه دود نکنیم که نمی تونیم با سرعت پیشرفت کنیم!! کلی فکر کردم ، بعد به این نتیجه رسیدم که همه قبلا به این نتیجه رسیدن !! چه نتیجه ای ؟ خب معلومه : صبر می کنیم تا مترو ساخته بشه بعد با یه تیر دو نشون می زنیم هم تند تند می ریم پیشرفت کنیم هم هوا رو کمتر آلوده میکنیم ! وانگهی اگر بازهم صبر کنیم خیابان های بیشتری ساخته می شن و چون سرعت عبور و مرور بیشتر می شه آلودگی هم کمتر می شه . اصلا هر چه قیمت بنزین بالا تر بره ، باعث استفاده بهینه از خودروها میشه و کمتر خودرو تک سرنشین می بینیم.
به نظر شما برای کاهش ترافیک ، کاهش آلودگی هوا ، کاهش مصرف سوخت و افزایش تندرستی و لذت بردن از زندگی ، غیراز صبر کردن می توانیم کار دیگری کنیم؟
تا بحال در دنیای تخیل تصور کرده اید که تردد خودروها یک صدم شده ، آسمون صد برابر آبی تر شده ، برخورد آدما صد برابر صمیمی تر شده ، تصادفات یک صدم شده ، شک نکنید ! بیماریها هم یک صدم شده ...
یه کم برنامه ریزی برای رسیدن به محل کار ، پیش بینی محل تعویض لباس ، احساس رضایت از اینکه برای سرنوشت خودم ، خانواده ام و همشهری هام دارم کاری مسئولانه می کنم ، احساس لذت از اینکه ورزش می کنم و البته اگر مدیر یا رییس هستم یک خوبی به تمام خوبیهام اضافه کنم یعنی الگوی فرهنگی هم باشم .
درسته ، دوچرخه. !! البته استفاده همگانی از دوچرخه نه ممکن است و نه منطقی . اما در حال حاضر استفاده همگانی از خودرو هم نه ممکن است نه منطقی!!.
برچسب: تخیل,
نویسنده: هلیا زارعیپور