
صبح که میشه به عشق دوچرخه سواری تا بیمارستان رختخواب گرم و نرمو ترک میکنی ! توی راه به عشق اتفاقات جدید آروم آواز میخونی و سختی رکاب زدن از یادت میره ! توی بیمارستان به عشق لبخند بیمارا , بوی خون و درد دل بیمارا رو تحمل میکنی ! وقتی ساعت 2 بعداز ظهر میشه با اینکه خسته ای به عشق یه دوچرخه سواریه دیگه , یه پرش از روی مانع مسیر اتوبوس , یه رد شدن از عرض خیابون , یه مسیر پیاده روی باحال , چهارراه بنفشه یه آبسردکن که همیشه منتظره تا کلاهتو با آب سرد خیس کنه ( چون هوا یکم گرمه ! ) و دست آخر خیابون خلوت با سرعت زیاد و لذت و هیجان به خونه رسیدن . بعدش یه نهار کوچولو , ی...
ادامه مطلب